در دهه 1900 ضرب المثل جدیدی وارد جامعه شد که امروز هم مانند آن زمان صادق است: “ما با چشمانمان و کاممان غذا می خوریم.”
فقط کافی است در فیدهای اینستاگرام بیشماری از تصاویر غذا ورق بزنید یا در کتابفروشیهای پر از کتابهای آشپزی براق قدم بزنید تا متوجه شوید که انسانها شیفته دید غذا هستند. با تکیه بر ضرب المثل دیگر، اگر راه قلب از معده است، راه معده از چشم است! بنابراین اگر علاقه و شغل شما غذا است، پس عکاسی حرفه ای باید در راس لیست اجرایی شما قرار گیرد.
مطمئن نیستید که به عکاسی حرفه ای نیاز دارید؟ در ادامه بخوانید تا فقط برخی از دلایل را کشف کنید!
توسل به اشتهای بصری
ارزش تکرار را دارد. ببینایی بر تمام حواس دیگر غلبه دارد. وقتی میدانید طعم و بوی غذاهایتان چقدر شگفتانگیز است، حرفهای زیادی میزند. اما این عکسها و تصاویری هستند که مغز ما خوشمزهترین آنها را مییابد و بهطور مؤثر آنها را حفظ میکند. بنابراین اگر میخواهید اشتیاق خود را به غذا، دستور پخت غذا، رستوران یا کسبوکارتان به اشتراک بگذارید، با عکسهای خیرهکننده شروع کنید که نه تنها باعث میشود مردم بزاق و خیالپردازی کنند، بلکه مطمئن شوید که شما را فراموش نمیکنند!

عکاسی حرفه ای از غذا
نورپردازی عکاس غذا
نور خود را بشناسید
این یکی از آن چیزهایی است که من تا زمانی که حدود 3-4 سال از کارم گذشته بود هرگز متوجه آن نشدم. درک نور و نحوه تبدیل آن به آنچه می خواهید کلید ایجاد محتوای عالی است. همانطور که اکثر عکاسان غذا به شما خواهند گفت که عاشق نور طبیعی هستند. اما گاهی اوقات هوا خیلی آفتابی است یا عکسبرداری خیلی طول می کشد و نور من در حال تغییر است. یا حتی بدتر از آن، آب و هوا است و رعد و برق در حال وقوع است، حالا چه؟ اینجاست که نیاز به درک چگونگی دستکاری بارقها، نورهای سرعت و بازتابندهها را برای افزودن به یک صحنه نور طبیعی یا نورپردازی کامل با نور مصنوعی پیدا کردم. به عنوان یک عکاس حرفه ای ، باید بدانید که چگونه هر چیزی را که عکاسی می کنید در هر شرایط نوری عالی جلوه دهید. پیشنهاد من برای هر کسی که شروع به کار می کند این است که دست خود را به یک اسپیدلایت خارج از دوربین ببرید و شروع به یادگیری در مورد آن کنید. دریابید که چگونه آن را به حالت دستی برای همان پاپ اضافی مورد نیاز ببرید. آموزش های ویدیویی زیادی برای کسب اطلاعات بیشتر وجود دارد. چالش من با شما این است که یک عکس کاملاً با نور طبیعی بگیرید. سپس سعی کنید همان تنظیمات روشنایی یا بهتر را فقط با بارق ها دوباره ایجاد کنید.
چه چیزی یک عکس غذای عالی را ایجاد می کند؟
موضوع را بدانید
برای هر عکاس یا کارگردان حرفه ای غذا یا نوشیدنی، باید به غذا و نوشیدنی اشتیاق داشته باشید. برای یک عکاس غذا، این به معنای شیرجه رفتن در آشپزخانه است و از یادگیری در مورد غذا نترسید. یا به پشت بار بروید و خودتان نوشیدنی را تکان دهید. همه عکاسان غذا به ویژه در ابتدای کار، به صورت 24 ساعته و 7 روز هفته یک متخصص غذا در دسترس ندارند. زمانی که شروع به کار می کردم، بیرون از جعبه کار می کردم و مستقیماً با سرآشپزها کار می کردم تا غذای آنها را بگیرم. از آنجایی که، در ابتدا، من هیچ سرنخی در مورد نحوه پخت و پز یا ساختن خودم نداشتم. چندین سال طول کشید تا گروه بزرگی از متخصصان را در دنیای طراحی غذا پیدا کنم. من به هیچ وجه ادعا نمی کنم که یک استایلیست غذا هستم، اما یادگیری هر چه بیشتر در مورد غذاها و کوکتل ها باعث شده استایل من به آنچه امروز است تبدیل شود. داشتن آگاهی از نحوه پختن، نشستن، پژمرده شدن، خرد شدن و چکیدن غذا؛ به من این امکان را می دهد که ایده های بیشتری در مورد اینکه چه چیزی عکس بگیرم و بهتر تخمین بزنم که چه اتفاقی باید بیفتد داشته باشم. هرچه بیشتر در مورد غذاها و نوشیدنی ها بدانید، جذابیت اشتهای بیشتری را می توانید روی میز بیاورید. چالش من در اینجا این است که حداقل ماهی یک بار چیز جدیدی بپزم.
بهترین زوایای عکاسی از غذا
به سه پایه یا نه
این ممکن است متناقض ترین ایده تاکنون باشد. ترکیب همه چیز در مورد غذا و نوشیدنی شما است، اما در عین حال تنوع نیز یک چیز عالی است. من طرفدار پر و پا قرص استفاده نکردن از سه پایه هستم، زمانی که باید به سرعت حرکت کنم یا ترکیبی از پیش تعیین شده ای که قصد داریم ندارم. من احساس می کنم، حرکت در اطراف سوژه و یافتن زاویه کامل آن بدون سه پایه بهترین کار است. سپس هنگامی که آن زاویه را پیدا کردید و میخواهید آن را اصلاح کنید، میتوانید سه پایه را بالا ببرید. وقتی لوکس برنامه ریزی برای عکاسی خود را از قبل دارید به ترکیب و زوایای آن فکر کنید. چه چیزی برای یک شات همبرگر در مقابل پاستا بهتر عمل می کند، ممکن است این دو زاویه متفاوت باشند؟ به نورپردازی و اینکه نور در زوایای مختلف چگونه نگاه می کند فکر کنید و در نهایت، همیشه به حساسیت زمانی غذا یا نوشیدنی هایی که در حال عکاسی هستید فکر کنید. چالش من در اینجا این است که یک سناریو تنظیم کنم، غذای خود را کنار بگذارید و 10 زاویه مختلف از یک بشقاب بگیرید. این به شما کمک می کند تا بفهمید چه چیزی بهترین کار را دارد و چرا برای هر سوژه ای که عکاسی می کنید. با تمرین کافی، به طور طبیعی متوجه خواهید شد که چه چیزی موثر است.
چه چیزی یک عکس را خوب میکند؟
اول و مهمتر از همه، یک عکس خوب از غذا باید بهترین ویژگیهای غذا و خوشمزگی ذاتی آن را تداعی کند. رنگها و بافتهای یک غذا باید مورد توجه قرار گیرند، نه اینکه بیروح یا پنهان شوند. این به معنای اجتناب از عکسهای تار، زوایای نامناسب و آن ته رنگ زرد رایج به هر قیمتی است. اگر هنگام ویرایش عکسهایتان دهانتان آب نمیافتد، کار اشتباهی انجام دادهاید. در اینجا آنچه برای بهبود عکاسی از غذا نیاز دارید، آورده شده است.
نور طبیعی عالی
نورپردازی خوب مهمترین معیار برای عکاسی خوب است و بهترین نور، نور غیرمستقیم روز است – یک نقطه سایهدار در یک روز آفتابی، بهترین نور طبیعی است. این نور به غذای شما درخششی روشن و یکنواخت میدهد و مانند نورپردازی معمول داخل خانه، رنگها را تیره نمیکند.
اما وقتی صحبت از نور طبیعی میشود، ممکن است وسوسه شوید که غذای خود را به سمت آن نور جذاب و زیبای خورشید ببرید. این کار را نکنید. نور مستقیم خورشید معمولاً شدید است و سایههای تیره و آزاردهندهای ایجاد میکند و رنگهای سفید و روشن را آنقدر روشن میکند که هرگونه بافت و شکل قابل تشخیصی را از دست میدهند. به این شکل به آن فکر کنید: در پردازش پس از عکاسی، که کمی بعد به آن خواهیم پرداخت، معمولاً میتوانید بدون عواقب منفی زیاد، روشنایی بیشتری به عکس اضافه کنید. از سوی دیگر، حذف روشنایی، معمولاً تصویر را بیروح و کمرنگ میکند.
و حالا که صحبتش شد، قانون مشابهی در مورد فلاش دوربین شما هم صدق میکند. از آن استفاده نکنید. هرگز، هرگز، هرگز، مهم نیست نور چقدر بد باشد. عکسهای گرفته شده با فلاش از غذا، انعکاسها و تابشهای شدید و همچنین انحرافهای خندهداری ایجاد میکنند – به نظر میرسد غذای شما در فضا شناور است.
نکته اخلاقی داستان؟ اگر در داخل خانه عکاسی میکنید، بهترین کار این است که در طول روز نزدیک یک پنجره – البته باز هم، خارج از محدوده نور مستقیم خورشید – محل عکاسی را انتخاب کنید. در یک رستوران، این ممکن است به معنای درخواست مودبانه یک میز خاص باشد؛ در خانه، ممکن است به معنای عکاسی در اتاقی غیر از آشپزخانه باشد. توجه به کیفیت نوری که در طول روز در اتاقهای مختلف دریافت میکنید و تنظیم مناسب آن میتواند مفید باشد. اما اگر خانه شما عمدتاً نور مستقیم زیادی دریافت میکند، ناامید نشوید. میتوانید با آویزان کردن یک پارچه سفید روی پنجره، نور غیرمستقیم خودتان را ایجاد کنید – این کار نور را بدون اضافه کردن رنگی که مثلاً از یک پرده رنگارنگ دریافت میکنید، پخش میکند.
وقتی نقطه ایدهآل خود را پیدا کردید، وقت آن است که در مورد قرار دادن غذای خود نسبت به منبع نور فکر کنید.
در حالت ایدهآل، نور باید از زاویه کمی، مانند گزینههای B و C در نمودار بالا، ظرف را روشن کند. اگر نور مستقیماً از پشت سر شما بتابد، در نهایت سایهای ناخواسته روی ظرف شما میاندازد. گزینه دیگر، نورپردازی از پشت سوژه (گزینه A) است که تصویری غمانگیزتر و اغلب جالبتر به دست میدهد. در این حالت، نور باید از بالا و پشت بشقاب، شاید حتی کمی از کنار، بتابد. اما تشخیص اینکه نور باید از کجا به ظرف شما بتابد، مستقیماً به زاویه و قابی که با آن عکاسی میکنید، بستگی دارد.
یک ترکیببندی چشمگیر
ترکیببندی اساساً یک اصطلاح کلی برای چیدمان اشیا در عکس شماست. در یک عکس با ترکیببندی خوب، میتوانید فوراً تشخیص دهید که سوژه اصلی چیست، چه یک شخص باشد، چه یک بشقاب، یا یک تکه بستنی قیفی. به عبارت دیگر، ترکیببندی بعد از نورپردازی، دومین عامل در گرفتن یک عکس خوب است.
یک ابزار مفید، به خصوص وقتی که تازه شروع به کار کردهاید، قانون یک سوم است. این یک مفهوم ساده اما مفید است، اگرچه ما دوست داریم آن را بیشتر به عنوان یک پیشنهاد در نظر بگیریم تا یک قانون واقعی. این قانون به این صورت کار میکند: تصور کنید که قاب شما به یک شبکه نه قسمتی (مانند سودوکو) تقسیم شده است. قانون یک سوم میگوید که سوژه اصلی شما – یک بشقاب، یک برش کیک، یک زیتون – باید یا در امتداد آن خطوط یا در محل تقاطع آنها قرار گیرد، مانند این: