هنر عکاسی در چند دهه اخیر بر اساس برخی روندهای فنی باورنکردنی شکل گرفته است و به نظر می رسد که سرعت تغییرات در حال افزایش است. در این مقاله، من میخواستم نگاهی به برخی از بزرگترین پیشرفتها و تغییرات بازی در عکاسی مدرن بیندازم.
برای آموزش انواع سبک های مختلف عکاسی به آتلیه روبان بهترین آتلیه عروس اصفهان و آتلیه اصفهان مراجعه نمایید.
مروری بر تاریخچه عکاسی
تاریخچه عکاسی از اوایل قرن نوزدهم آغاز می شود، زمانی که مخترع فرانسوی ژوزف نیکفور نیپس اولین تصویر عکاسی را در سال 1826 با استفاده از دوربین تاریک و مواد حساس به نور به نام قیر یهودیه خلق کرد . این یک پیشرفت مهم بود که پایه و اساس توسعه عکاسی را به عنوان یک رسانه ارتباط بصری ایجاد کرد.
در طول سال ها، مخترعان و عکاسان متعددی به پیشرفت عکاسی کمک کردند. در سال 1839، لوئی داگر فرانسوی، داگرئوتیپ را معرفی کرد، فرآیند عکاسی که تصاویری با کیفیت بالا را روی یک صفحه مسی با روکش نقره تولید میکرد. داگرئوتایپ یک اختراع انقلابی بود که به عکاسی اجازه داد تا برای مخاطبان وسیع تری قابل دسترسی باشد.
در سال 1851، فردریک اسکات آرچر انگلیسی، فرآیند کلودیون صفحه مرطوب را معرفی کرد که امکان ایجاد چندین چاپ از یک نگاتیو را فراهم می کرد . این فرآیند سریعتر و کارآمدتر از داگرئوتیپ بود و به سرعت به فرآیند غالب عکاسی در قرن 19 تبدیل شد.
قرن بیستم شاهد ظهور تکنولوژی ها و حرکات جدید عکاسی بود. در سال 1907، اولین عکس رنگی با استفاده از فرآیند اتوکروم ایجاد شد و در دهه 1920، جنبش سوررئالیستی ظهور کرد و مرزهای عکاسی را به عنوان یک فرم هنری جابجا کرد.
در نیمه دوم قرن بیستم، عکاسی دیجیتال شروع به محبوبیت کرد و در دهه 1990، اولین دوربین های دیجیتال معرفی شدند. امروزه، عکاسی دیجیتال رسانه غالب است، با پیشرفتهای جدید در فناوری و نرمافزار که همچنان محدودیتهای ممکن را در پیش میگیرد.
انتقال فیلم به دیجیتال
مسلماً بزرگترین تغییر در عکاسی از زمان اختراع عکاسی، تغییر از فیلم به دیجیتال بود. این انتقال شاهد سقوط نامهای بزرگ و معروفی مانند کداک و ظهور شرکتها و صنایع جدید بود. داستانهای جالب بیشماری از روزهای اولیه این انتقال وجود دارد، از جمله این واقعیت که کداک در واقع اولین دوربین دیجیتال را توسعه داد، اما مدیران متوجه نشدند که چقدر مهم است. الان کسی به این فکر نیست
بخشی از اهمیت این تغییر در این است که عکاسی دیجیتال روشی را که عکاسان جدید تکنیک ها و اسرار عکاسی را آموختند، به شدت تغییر داده است. توانایی عکاسی و مشاهده فوراً نتایج، حتی در LCDهای عقب به طرز تکان دهنده ای ضعیف آن زمان، تمرین و دریافت بازخورد فوری در مورد تکنیک های خود را ممکن کرد. همچنین هزینه هر عکس را به طور موثر به صفر رساند. من می دانم که به عنوان یک عکاس دیجیتال اولیه چند عکس گرفتم که فوراً آنها را حذف کردم – این یک روش بسیار گران برای یادگیری فیلم بود!
یک تغییر مرتبط این است که تکنیکهای دیجیتال پس از تولید، انواع کاملاً جدیدی از عکسها را به وجود آوردند که ثبت آنها بر روی فیلم، اگر نه غیرممکن، بسیار دشوار بود. امروز حتی عکاسان آماتور نیز می توانند کارهایی مانند انباشته شدن فوکوس، ترکیب تصاویر راه شیری و عکاسی HDR را تنها در چند دقیقه تلاش انجام دهند. این به طور اساسی انواع سوژه هایی را تغییر داده است که به راحتی می توان از آنها عکاسی کرد یا حتی امکان عکاسی در آنها وجود دارد.
حرکت به سمت دیجیتال نیز بازی را در نحوه نمایش تصاویر تغییر داد. در بین مصرف کنندگان، چاپ فیزیکی اکنون روشی نادر برای دیدن عکس ها است. اکثر تصاویر اکنون کاملاً آنلاین هستند، چه در پست های رسانه های اجتماعی یا صرفاً در رایانه خانگی شما. این پیشرفت خاص احتمالاً برای هنر عکاسی بد است، اما با این وجود، پیامد اصلی انتقال فیلم به دیجیتال بوده است. این واقعاً رویداد لرزهای در تاریخ عکاسی بود.
تحولات فناوری حسگر
با وجود انقلابی بودن تصویربرداری دیجیتال، نتایج واقعی در ابتدا چندان شگفتانگیز نبودند. دوربینهای دیجیتال اولیه، در حالی که تعدادی امکانات رفاهی را ارائه میکردند، از نظر کیفیت تصویر از عموزادههای سلولوئیدی خود عقب افتادند. به عنوان مثال، D1 نیکون، که به عنوان یک نقطه عطف بزرگ در توسعه دوربین های دیجیتال اعلام شد، تنها دارای سنسور 2.7 مگاپیکسلی APS-C بود. جای تعجب نیست که مدیران کودا در ابتدا دیجیتال را رد کردند!
قبل از اینکه دیجیتال با معیارهای مختلف فیلمبرداری کند: وضوح، محدوده دینامیکی، حساسیت، رنگ و حتی اندازه حسگر، فرآیند طولانی خواهد بود. با این حال، این روزها، به جز موارد نادر استفاده از فیلم های با فرمت بزرگ پیچیده، بحث چندانی برای برتری فیلم بر دیجیتال وجود ندارد. دوربینهای دیجیتال مدرن میتوانند پانورامای چند شات را با وضوح صدها مگاپیکسل، 50 مگاپیکسل پشت سر هم با سرعت 30 فریم در ثانیه انجام دهند، ایزو را به 32000 یا بیشتر افزایش دهند، و 14+ استاپ محدوده دینامیکی تولید کنند – بسیار بسیار بهتر از هر دوربین فیلم 35 میلیمتری که تاکنون ساخته شده است.
حتی با وجود همه آن قابلیت ها، راهپیمایی فناوری ادامه دارد. حسگرهای جدیدتر به ناچار وضوح بالاتر و عملکرد بهتری خواهند داشت، و چند ضعف اخیر دستگاه های ضبط دیجیتال به زودی با فناوری های آینده مانند شاترهای جهانی برطرف می شود.
با نگاهی به گذشته، تشخیص هر سنسور دوربین منحصر به فردی که همه چیز را متحول کرده است دشوار است. در عوض، پیشرفت مستمر پیش رفت، گاهی سریع و گاهی کند. در ذهن من، Nikon D3 با قابلیت شگفتانگیز نور کم و اولین سنسور فول فریم نیکون، پیشرفت قابل توجهی بود، اگرچه ممکن است کمی تعصب برند باشد. من احساسات گرم مشابهی نسبت به Nikon D800 دارم، با وضوح چشمگیر 36 مگاپیکسل همراه با محدوده دینامیکی عالی، روندی را آغاز می کند که تا به امروز ادامه دارد.
کاهش لرزش/تثبیت تصویر
تثبیت تصویر زمینه دیگری است که در آن پیشرفت های مستمر به برخی از فناوری های واقعاً متحول کننده اضافه شده است. لنزهای VR/IS اولیه قبلاً مفید بودند – پیادهسازی اولیه Canon دو مرحله از مزیت را ارائه میکرد – اما چیزی شبیه آنچه امروز میبینیم نیست. پیشرفتهای بعدی به تدریج مزایای تثبیتکننده تصویر را افزایش داد و امروزه بهترین روشها (که هم از تثبیتکننده درون لنز و هم مبتنی بر حسگر استفاده میکنند) تا 8 استاپ کاهش را به همراه دارند.
تثبیتکننده تصویر بینقص نیست، زیرا حرکت سوژه را خنثی نمیکند، و حتی اکنون در همه بدنهها یا لنزها در دسترس نیست. با این حال، وقتی در دسترس باشد، واقعاً انواع سوژه هایی را که می توان به صورت دستی عکاسی کرد، گسترش می دهد. یکی از اولین سفرهای من با نیکون Z7، قدم زدن در یک باغ گیاه شناسی پس از تاریک شدن هوا بود و از برخی از تاسیسات نوری جدیدی که آنها داشتند عکاسی کردم. استفاده از سه پایه امکان پذیر نبود، و سطوح نور کم به این معنی بود که من حتی با لنز af/1.4 نوردهی خود را افزایش می دادم. با این حال، من از وضوح تصاویر با نوردهی 1 ثانیه و حتی بیشتر شگفت زده شدم. آن لحظه ای بود که احساس کردم انقلاب تدریجی در فناوری تثبیت واقعاً اثری از خود بر جای گذاشته است.
همچنین هنگام عکاسی با لنزهای تله فوتو، از تثبیتکننده تصویر استفاده میشود. با روشن بودن VR، منظره یاب پرشی که همراه با حرکت شما تکان میخورد، وجود ندارد، اما در عوض یک نمای شناور آرام از سوژه شما وجود دارد. عکاسی ورزشی/حیات وحش احتمالاً بیش از هر ژانر دیگری در چند دهه گذشته دستخوش تغییرات و بهبودهایی شده است و تثبیت بخشی از آن است. تصور کنید از پرنده ای دور با فیلم 35 میلی متری با حساسیت کم و لنز ثابت نشده و شاید حتی فوکوس دستی عکاسی کنید. ما قطعا این روزها خراب شده ایم!
فناوری کاهش ارتعاش در این مقاله جایگاهی را به خود اختصاص داد زیرا همه چیزهای خوب در مورد فناوری را با هم ترکیب میکند: یک پیادهسازی فنی جالب، مزایای عینی و یک قوس توسعه عالی در طول زمان.
انقلابی ترین پیشرفت در عکاسی

انقلابی ترین پیشرفت در عکاسی
طراحی لنز به کمک کامپیوتر
تغییر در نحوه توسعه لنزها در واقع دو پیشرفت در یک است. اولین مورد تغییر به طراحی لنز به کمک رایانه است که امکان فرمول های نوری پیچیده تر و توسعه سریعتر را فراهم می کند. این داستان حداقل 30 سال است که ادامه دارد و لنزهای واضح تری تولید می کند که محدوده وسیع تری را با هزینه کمتر پوشش می دهد. همچنین داستان دیگری از بهبودهای مداوم و تدریجی است که محصول بهتری را به همراه دارد. نمونه بارز این موضوع، نگاه کردن به لنزهای واید است.
در سال 1976، نیکون دوربین 13 میلی متری f/5.6 را معرفی کرد . این لنز از آخرین فناوریها بهره میبرد: پوششهای چند لایه، تصحیح فوکوس نزدیک، و یک عنصر عظیم 115 میلیمتری. این منحصر به فرد و بسیار گران بود، و همینطور باقی مانده است، با نمونه هایی که حتی امروز ده ها هزار دلار قیمت دارند.
در سالهای اخیر، اگر میخواستید به سمت فوقالعاده بروید، دیگر نیازی به وام مسکن نداشتید. در عوض، لنزهای 12 میلی متری و 14 میلی متری خوش رفتار با چند صد دلار در دسترس قرار گرفتند. سپس، همه چیز عریضتر و عریضتر شد و لنز 9 میلیمتری f/5.6 Laowa اکنون «عریضترین تاج مستطیلی» را با قیمت حدود 600 دلار در اختیار دارد. این پیشرفتها حتی به زومها و دیافراگمهای سریعتر اضافه شد و در لنزهایی مانند 11-24 میلیمتر کانن، 12-24 میلیمتر f/2.8 سونی و 14 میلیمتر f/1.4 Sigma که اخیراً منتشر شده است، خود را نشان میدهد. تقریباً همه این لنزها با لنز 13 میلیمتری f/5.6 نیکون سر به سر مقایسه میشوند، اما کسری ناچیز از هزینه (و اندازه) هستند.
واضح است که طراحی و ساخت لنز به شدت آنچه را که ممکن است و با چه قیمتی تغییر داده است. این به نوبه خود این امکان را برای عکاسان بیشتر فراهم کرده است که طیف وسیع تری از سوژه ها را ثبت کنند و واقعا خلاقیت خود را به طور کامل اجرا کنند. البته این پیشرفتها فقط به لنزهای اولترا واید محدود نمیشود. در سرتاسر خط، دیافراگمهای سریعتر، محدوده بزرگنمایی گستردهتر و ترکیبهای جدیدی از مشخصات وجود دارد که قبلاً امکانپذیر نبود.
جنبه دیگر این پیشرفت، افزایش اتکا به ماهیت عکاسی دیجیتال برای اصلاح کمبودهای لنز است. در حالی که این به طور رسمی به عنوان یک سیاست اعلام نشده است، اما آشکار شده است که طراحیهای لنز بیشتری به معاوضههایی که تصویربرداری دیجیتال ممکن کرده است، متمایل است. برای مثال، اعوجاج را در نظر بگیرید: اصلاح این نقص نوری روی فیلم تقریباً غیرممکن بود، بنابراین لنزهای با اعوجاج کم بسیار مورد علاقه بودند. برای دیجیتال، اصلاً مشکلی نیست. اگر طراحی لنز دارای اعوجاج سنگین اصلاح نشده باشد، مانند 20-70 میلیمتر سونی، به لطف اینکه چگونه میتوان اعوجاج را در پست به راحتی اصلاح کرد، همچنان یک طراحی لنز قابل اجرا است.
این اتکا به اصلاحات دیجیتالی بدون فداکاری نیست. تصحیح اعوجاج شدید میتواند منجر به کشیدهشدن/ناشیب شدن گوشهها شود و تصحیح وینیتینگ میتواند نویزهایی را در گوشهها آشکار کند. اما به هر حال به طراحان لنز انعطاف پذیری بسیار بیشتری می دهد. آنها میتوانند روی چیزهایی مانند وضوح، حداکثر دیافراگم و فاصله کانونی با انعطافپذیری بیشتری نسبت به قبل تمرکز کنند. برخی از محدودیتهای سنتی در مورد اینکه چه نقصهای نوری بخشهای «دائمی» یک عکس هستند، از بین رفتهاند. من آن را در نوع خود انقلابی می دانم.