برای بهتر شدن به عنوان یک عکاس منظره، نگاه کردن به عکس هایم و ارزیابی اشتباهاتی که مرتکب شده ام بسیار مفید است. بسیاری از این اشتباهات چیزهایی هستند که می بینم سایر عکاسان منظره نیز اشتباه می کنند – از خطاهای فنی گرفته تا مشکلات خلاقانه. امروز، پنج اشتباه از این قبیل را گردآوری کردهام و نحوه رفع آنها را به عنوان یک عکاس منظره توضیح دادهام.
برای آموزش انواع سبک های مختلف عکاسی به آتلیه روبان بهترین آتلیه عروس اصفهان و آتلیه اصفهان مراجعه نمایید.
1. عدم توقف به اندازه کافی
اکثر عکاسان می دانند که اگر دیافراگم شما خیلی کوچک باشد، سطوح بالایی از پراش را معرفی خواهید کرد . تستهای لنز ما این را تایید میکنند، با دیافراگمهای کوچکی مانند f/11 و f/16 معمولاً امتیاز بدتری نسبت به دیافراگمهای متوسط مانند f/4 و f/5.6 دارند.
با این حال، بسیاری از عکاسان منظره این واقعیت را به شدت درونی می کنند. به طور کلی، عمق میدان ناکافی در مقایسه با پراش، به خصوص در نزدیکترین پیشزمینه، دلیل بزرگتری برای تاری در عکسهای منظره شماست.
وقتی گوشههای تار را در پیشزمینه عکس منظره میبینم، واکنش اصلی من این است که عکس با f/5.6 یا f/8 گرفته شده است. نه بار از ده بار، این دلیل است – این کمبود وضوح لنز نیست، حتی اگر بسیاری از عکاسان آن را نشانهای میدانند که باید پول بیشتری برای زوم فانتزی یا پرهزینه خرج کنند.
مطمئناً، f/5.6 و f/8 معمولاً در آزمایشگاه بهتر اندازهگیری میشوند. با این حال، به دلیل ماهیت آزمایشهای آزمایشگاهی، آنها بر روی یک نمودار آزمایشی صاف و کاملاً متمرکز انجام میشوند. در دنیای واقعی، اگر میخواهید هم پیشزمینه و هم پسزمینه تا حد امکان واضح باشد، بیشتر صحنهها دارای ابعاد کافی برای نیاز به دیافراگمهای بسیار باریکتر هستند.
این از نظر عملی به چه معناست؟ من شخصاً فقط در صورتی که فوکوس را روی هم قرار می دهم (که به ندرت انجام می دهم) یا اگر در منظره ای قرار بگیرم که همه چیز نزدیک به فوکوس بینهایت است ، از نظر تیزترین دیافراگم مانند f/4 یا f/5.6 عکاسی می کنم . من f/11 را دیافراگم پیشفرض بهتری برای اکثر عکسهای منظره میدانم، و f/16 تقریباً به همان اندازه ایدهآل است. حتی f/8 در بسیاری از مواقع بسیار گسترده است.
در مقالهای آینده، از جمله کشتهای گسترده اگر شما شکاک هستید، چیزهای بیشتری درباره این موضوع خواهم گفت. اما در حال حاضر، فقط بدانید که اگر میخواهید عکسهای منظره واضحتری داشته باشید، ممکن است نیاز داشته باشید که بیش از آنچه انتظار میرفتید، متوقف شوید. وقتی مقصر بزرگتر معمولا عمق میدان است، از پراش نترسید.
2. فکر کردن به اینکه همه چیز باید متمرکز باشد
آه، این بعد از نکته قبلی کمی ناجور است، اینطور نیست؟
در حالی که درست است که f/16 بیشتر از حد انتظار مفید است، این نیز درست است که بسیاری از عکاسان منظره از قدرت جداسازی سوژه استقبال نمی کنند. دیافراگم های باز (و سایر تکنیک ها برای بدست آوردن عمق میدان کم) ابزار ارزشمندی در زرادخانه عکاسان منظره هستند. بسیاری از عکسهای منظره، بهویژه مناظر صمیمی، واقعاً از فوکوس کم عمق بهره میبرند.
همچنین در مورد عکسهای منظره که عمق میدان بسیار کم است، چیزهایی وجود دارد که میتوان گفت ، به گونهای که ممکن است در یک تصویر کوچک آنلاین متوجه آن نشوید، اما در یک چاپ بزرگتر مشخص میشود.
به عکس زیر دقت کنید. در نگاه اول، همه چیز از جلو تا عقب ممکن است به شدت متمرکز به نظر برسد. اما با نگاه دوم، به خصوص در یک مانیتور بزرگ، ممکن است بتوانید تشخیص دهید که پیش زمینه و پسزمینه کمی از فوکوس خارج شدهاند، به گونهای که به ظاهر تاریک و نقاشیآمیز تصویر میافزاید.

اشتباه در عکاسی از منظره
3. پس پردازش به شیوه ای مخرب
بسیاری از اشتباهات پس از پردازش وجود دارد که من به عنوان یک عکاس منظره می بینم – به اندازه کافی که بتوانم مقاله ای مانند این مقاله پر از نمونه بنویسم. با این حال، بسیاری از این اشتباهات پس از پردازش کشنده نیستند، زیرا همیشه می توانید آنها را اصلاح کنید. به عنوان مثال، آیا به عنوان مبتدی بسیاری از عکس های خود را بیش از حد اشباع کرده یا بیش از حد تیز کرده اید؟ هیچ آسیبی وارد نشد؛ فقط بعداً به آن عکسها برگردید و لغزندهها را به مقادیر قابل احترام رها کنید.
با این حال، طبق تعریف، یک اشتباه قابل اصلاح نیست : ویرایش دائمی عکسهای شما. معمولاً، من این را با عکاسانی میبینم که یک فایل JPEG یا TIFF را در نرمافزارهایی مانند فتوشاپ ویرایش میکنند، سپس روی «ذخیره» به جای «ذخیره بهعنوان» کلیک میکنند. به این می گویند ویرایش مخرب. امیدوارم که آن ویرایش را واقعاً دوست داشته باشید، زیرا اگر یک نسخه پشتیبان از تصویر اصلی را ذخیره نکرده اید، اکنون با این یکی گیر کرده اید.
در برخی از نرم افزارها، ویرایش مخرب عکس ها غیرممکن است، مانند Lightroom و Capture One. با چنین نرمافزاری از نوع کاتالوگ، هیچ ویرایشی در فایل انجام نمیشود. اما اگر از نرم افزارهای مخرب یا نیمه مخرب مانند فتوشاپ استفاده می کنید، مطمئن شوید که روال پس از پردازش شما فایل های اصلی را در جایی برای مراجعه بعدی دست نخورده نگه می دارد. (یا، بهتر است، برای نجات بعدی.)
در همین راستا، به همین دلیل است که من از عکسبرداری از JPEGهای درون دوربین به جای فایلهای خام محتاط هستم – بهویژه JPEGهای داخل دوربین با کنتراست، وضوح یا اشباع بالا، زیرا لغو آن میتواند یک کابوس باشد.
4. به ترکیب فکر نکردن
این فقط یک مشکل عکاسی منظره نیست، بلکه معمولاً زمان کافی برای نوشتن عکس های منظره خود دارید که هیچ بهانه ای وجود ندارد. آنها را بدون فکر ننویسید!
ترکیب بدون فکر شامل پیروی از “قوانین” از پیش تعیین شده مانند قانون یک سوم یا نسبت طلایی است. اینها به ترکیب بندی بهتر منتهی نمی شوند – آنها منجر به این می شوند که هر بار یک ترکیب مشابه را انتخاب کنید، حتی زمانی که موضوع چیز متفاوتی را می طلبد. بهتر است مواردی مانند سادگی ، فضای تنفس ، تعادل و یکپارچه سازی پیام احساسی خود را در نظر بگیرید ، سپس هر عکس را برای شایستگی های خود بنویسید. اگر هر یک از این مفاهیم برای شما ناآشنا به نظر می رسد، به خودتان لطف کنید و مقاله ای را که من به آن لینک داده ام را بخوانید.
در اینجا نمایشی است که من دوست دارم هر زمان که این موضوع مطرح شد نشان دهم. کدام یک از دو عکس زیر برای شما موثرتر است؟
5. فقط از فواصل کانونی “مورد انتظار” استفاده کنید
قبلاً لنزهای فوق عریض به عنوان لنزهای تمام عیار عکاسی منظره در نظر گرفته می شدند. خوشبختانه، این ایده اشتباه چیزی است که این روزها کمتر می بینم – شاید به دلیل همه کانال های یوتیوب که اطلاعات محرمانه ای را به اشتراک می گذارند که لنزهای تله فوتو برای عکاسی منظره عالی هستند.
تقریباً هر روز یک 70-200 میلی متر برای عکاسی منظره با لنز 14-24 میلی متری به من بدهید. 14-24 میلی متر وقتی در منظره ای عالی قرار می گیرید عالی عمل می کند، اما 70-200 میلی متر تقریباً در همه جا عالی عمل می کند.
لنزهای تله فوتو به شما این امکان را می دهند که جزئیات انتزاعی را انتخاب کنید یا بر روی جالب ترین قسمت یک صحنه کسل کننده تمرکز کنید. شعار من به عنوان یک عکاس این است که هر چیزی را از ترکیب بندی شما حذف کنم که عکس را از بین ببرد – و این بسیار آسان تر است وقتی با یک لنز بلند کار می کنید.
6-عدم برنامه ریزی
بنابراین میخواهید از منظره زیبای دریاچه با کوههایی در پسزمینه که برای سالها در فهرست سطل خود داشتهاید، عکس بگیرید. شاید شما هم چند ساعت رانندگی کردید تا به محل مورد نظر برسید.
خب حالا برنامه شما برای گرفتن آن عکس عالی چیست؟ یکی ندارید؟
آنجا بودم، این کار را انجام دادم.
برنامه نداشتن تقریباً همیشه به معنای از دست دادن یک عکس خوب به دلایل زیادی است. شما نمی دانید چقدر شلوغ خواهد بود یا شرایط روشنایی در یک زمان خاص از روز چگونه است.
برای جلوگیری از شلوغی عکاسان، به اندازه کافی زود در محل حاضر شوید.
به خصوص در مناطق پرطرفدار توریستی، می خواهید مطمئن شوید که قبل از اینکه نور کامل شود، فضایی برای نصب سه پایه خود در مکان مناسب پیدا کنید.
7-انتخاب ضعیف نور
نور در تصویر شما می تواند عکس شما را بسازد یا خراب کند. با یادگیری نحوه استفاده از نور (و سایه ها)، می توانید ویژگی های بصری یک موضوع را تقویت کنید، عمق ایجاد کنید و داستانی را تعریف کنید.
چالش شما به عنوان یک عکاس در فضای باز، کار در محیطی است که به طور مداوم در حال تغییر است. شرایط آب و هوایی و همچنین جهت نور می تواند به سرعت تغییر کند.
نیازی به گفتن نیست که عکاسی در یک روز ابری با عکس گرفتن در یک روز آفتابی با آسمان صاف و غیره کاملاً متفاوت خواهد بود. اگر از همه اینها آگاه هستید، می توانید کنترل خوبی بر تصاویر نهایی خود داشته باشید.
8-عدم دقت در ترکیب تصویر
عکاسی منظره بر قوانین خاصی از ترکیب بندی تکیه دارد. نه، لازم نیست در هنرهای تجسمی متخصص باشید. فقط توجه داشته باشید که با دانستن اصول اولیه، بلافاصله تصاویر بهتری ارائه خواهید کرد.
بدون توجه به برخی قوانین ترکیب بندی، فرصت هایی را برای جذاب تر جلوه دادن عکس های خود از دست می دهید. اغلب حتی یک لحظه زیبا بدون توجه به جزئیات ترکیبی جذابیت خود را از دست می دهد.
برای مثال می توانید از قانون خطوط پیشرو برای هدایت چشم بیننده به سوژه استفاده کنید. جاده ها یا هر مسیر خیالی دیگری که توسط اشیاء پراکنده در میدان دید شما ترسیم شده است می تواند خطوط پیشرو را تشکیل دهد.
همچنین می توانید از خطوط پیشرو برای اتصال پیش زمینه به پس زمینه و تقویت تأثیر بصری سوژه اصلی خود همانطور که در تصویر زیر نشان داده شده است استفاده کنید.
تیز کردن بیش از حد/کمتر از حد
شارپ کردن میتواند بهترین دوست یا بدترین دشمن یک عکاس باشد. وقتی به درستی انجام شود، شارپ کردن میتواند عمق را افزایش دهد و قبل از خروجی گرفتن برای چاپ یا وب، جلوه نهایی را به عکس شما اضافه کند. با این حال، وقتی شارپ کردن بیش از حد یا کمتر از حد انجام شود، میتواند واقعاً به عکس آسیب برساند. همه عکسهای خود را با استفاده از تنظیمات یکسان شارپ نکنید. حتماً عکس را به صورت جداگانه تنظیم کنید و هنگام اعمال شارپ کردن، حتماً روی ۱۰۰٪ یا بیشتر زوم کنید. در نهایت، از شارپ کردن در فتوشاپ نترسید، که به شما امکان میدهد شارپ شدن را در مکانهایی مانند آسمان که از ابتدا نباید شارپ شوند، بپوشانید.
فراموش کردن پاک کردن لکههای گرد و غبار
یکی از چیزهایی که من را آزار میدهد، لکههای گرد و غبار در آسمان است. مهم نیست چند بار سنسور خود را منفجر کنید و جلوی لنز خود را پاک کنید، اجتنابناپذیر است که هر از گاهی مجبور شوید با لکههای گرد و غبار در کادر خود سر و کله بزنید. لکههای گرد و غبار در آسمان آسانترین چیزهایی هستند که میتوان متوجه آنها شد. من دوست دارم این لکهها را در لایتروم حذف کنم، جایی که میتوانید از ابزار حذف لکه (Q) برای یافتن آسان این لکهها استفاده کنید. پس از انتخاب ابزار بهبود لکه، روی «تجسم لکهها» کلیک کنید و نوار لغزنده را تنظیم کنید تا بتوانید لکههایی را در آسمان و گاهی اوقات در پیشزمینه ببینید. میتوانید به راحتی لکهها را حذف کنید تا عکس خود را تمیز کنید.