رنگ های پاییزی در اینجا در کلرادو به اوج خود می رسند و آن را به یکی از بهترین زمان های سال برای عکاسی منظره تبدیل می کنند. من فقط یک آخر هفته را در کوهستان ها گذراندم و از چوب های پنبه ای، درختان بلوط و به خصوص درختان آسپن عکاسی کردم که قرمزهای عمیق و زرد درخشان خود را به نمایش گذاشتند. اگر شما هم میخواهید از رنگهای پاییزی عکاسی کنید، این مواردی است که توصیه میکنم روی آنها تمرکز کنید!
برای آموزش عکاسی رنگ های پاییزی به آتلیه عکاسی روبان بهترین آتلیه عروس خوب در اصفهان و آتلیه خوب در اصفهان مراجعه نمایید.
- مکان و زمان سال
مکان های مختلف در سرتاسر جهان در زمان های مختلف سال به بهترین رنگ های پاییزی خود می رسند. قاعده کلی این است که مناطق گرمتر رنگهای پاییزی آنها در اواخر سال اتفاق میافتد، در حالی که مناطق سردتر تقریباً در ابتدای پاییز شروع به تغییر رنگ کردهاند.
همچنین، هر سال بهترین رنگهای پاییزی معمولاً در تاریخهای مختلف، حتی در یک مکان ظاهر میشوند. جایی که من زندگی میکنم، بهترین رنگها کمی دیرتر در اکثر سالها مد شدهاند – جایی که در هفته آخر سپتامبر به اوج خود میرسید، اکنون به بهترین شکل به هفته اول اکتبر نزدیکتر به نظر میرسد. گفته میشود، واقعاً بستگی به این دارد که بقیه سال چقدر گرم، سرد، خشک یا بارانی بوده است.
به همین دلیل زمان و مکان در عکاسی با رنگ های پاییزی بسیار مهم است. توصیه می کنم اگر می توانید به یک برنامه انعطاف پذیر پایبند باشید. اگر از ماهها قبل هتلی را رزرو میکنید، تاس میاندازید – اگر میخواهید بهترین رنگهای پاییزی را پیدا کنید، آماده باشید که بیشتر از آنچه برنامهریزی کرده بودید رانندگی کنید. کمپینگ برای همه نیست، اما من انعطاف پذیری را دوست دارم که در تعقیب مناطقی با بهترین رنگ ها هر روز به من می دهد. (و گاهی اوقات، فقط یک یا دو روز می تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.)
- شرایط آب و هوایی
همان درختان در یک روز آفتابی و یک روز ابری بسیار متفاوت به نظر می رسند. نور مستقیم خورشید اغلب شدیدتر است، اما به شما این فرصت را می دهد که سایه ها و جهت نور را در زمان های مختلف روز آزمایش کنید. نور ابری به شما امکان می دهد عکس های ملایم تری بگیرید، جایی که خود برگ ها می توانند منبع اصلی رنگ در عکس باشند.
سپس مسئله باران مطرح می شود. قبلاً بارها گفتهام که هوای بد عکسهای خوب میسازد ، و این یک مثال دیگر است. رنگ های پاییزی در هنگام باران و بلافاصله پس از آن زنده تر می شوند. قطرات شبنم در صبح نیز همین اثر را دارد.
یک نوع آب و هوا که من معمولاً به عنوان یک عکاس از آن بیزارم، باد شدید است. گرفتن عکس های واضح در باد به دلیل حرکت برگ ها سخت تر است، اما باد در وهله اول درختان را نیز از برگ هایشان می کند! من چند عکس زیبا با سرعت شاتر آهسته از خش خش برگ های پاییزی در باد دیده ام، بنابراین همیشه بد نیست. با این حال، برای عکسهای کلاسیک با رنگهای پاییزی، باید تا حد امکان از بادگیرترین مناطق دوری کنید.

نحوه عکاسی از رنگ های پاییزی
- جهت نور
نور مهمترین بخش عکاسی است و اگر در جنگل عکس می گیرید، کنترل زیادی روی جهت نور دارید. برای نور پس زمینه به سمت خورشید بنویسید. دور از خورشید برای نور جلو؛ به پهلو برای نور جانبی این ساده است، اما زمانی که در میدان هستید، می توانید به راحتی فراموش کنید که واقعا چقدر کنترل دارید.
چه نوع نوری را باید هدف بگیرید؟ اگر تا به حال سعی کرده اید چراغ قوه را از میان برگ بتابانید تا ساختار پیچیده و رنگ های زیبای آن را ببینید، احتمالاً می دانید که چه چیزی می خواهم بگویم: نور پس زمینه عالی است!
به طور کلی، اگر از درختان با نور پسزمینه عکس بگیرید، عکسهای واضحتر و ترکیببندیهای آشفته کمتری دریافت خواهید کرد. نه، این تنها راه برای گرفتن عکس های رنگی پاییزی خوب نیست – اما اگر با سایه های خشن و ترکیب بندی های شلوغ دست و پنجه نرم می کنید، نور پس زمینه به شما کمک می کند. این یکی از بهترین راه ها برای ساده کردن عکس از رنگ های پاییزی است.
حتی اگر عکس با نور جلو را ترجیح می دهید، واضح است که جهت نور برای عکاسی با رنگ های پاییزی بسیار قدرتمند است. بسته به جایی که روبرو می شوید، می توانید حالات کاملاً متفاوتی را در عکس های خود ثبت کنید، حتی در یک منظره.
نحوه عکاسی از رنگ های پاییزی
- زمان روز
همانطور که من عاشق نور پس زمینه برای عکاسی از رنگ های پاییزی هستم، استثناهایی وجود دارد. نزدیک به طلوع و غروب خورشید، خورشید ممکن است به اندازه کافی روشن نباشد که کل جنگل را به طور موثر نور پس زمینه کند. در نتیجه، برگها ممکن است هنگام نور پس زمینه کمتر زنده باشند، نه بیشتر. در اینجا یک مثال از آنچه منظور من است:
در حالی که این لزوماً ظاهر بدی نیست، طلوع و غروب خورشید دو زمان از روز هستند که معمولاً به جای آن به دنبال نور جلو یا جانبی هستم. پرتوهای خورشید در ساعت طلایی بر روی برگ های زنده پاییزی فرود می آیند و رنگ های زیبایی تولید می کنند.
- ترکیب
در نهایت، موضوع مورد علاقه من در عکاسی – ترکیب بندی. ساختن صحنههای جنگلی به شیوهای دلپذیر میتواند دشوار باشد، زیرا خیلی چیزها در جریان است. حتی اگر نکات من را از لحظه قبل دنبال کنید و به دنبال نور پسزمینه باشید، اگر مراقب نباشید، عکسهای شما همچنان ممکن است بیش از حد آشفته باشند.
یکی از چیزهایی که می توانید امتحان کنید این است که به دنبال ترکیب بندی های انتزاعی باشید. عکاسی انتزاعی از ایده یک سوژه اصلی به نفع تاکید بر الگوها و جزئیات اجتناب می کند. عقب بایستید و بزرگنمایی کنید، و به حس فشردهسازی دست خواهید یافت که جنگل سهبعدی را شبیه یک تابلوی رنگی میکند.
گزینه دیگر این است که به دنبال یک سوژه واضح باشید و اجازه دهید هر رنگ پاییزی دیگر به عنوان پس زمینه در اطراف آن عمل کند. شما می توانید این کار را با عمق میدان کم یا به سادگی از طریق ترکیب بندی دقیق انجام دهید. سوژه می تواند هر چیزی باشد – خورشید، یک درخت خاص، جاده ای در میان جنگل، یا حتی یک کوه دور (جایی که رنگ های پاییزی ممکن است فقط بخش های کوچکی از صحنه باشند). با این حال، نکته کلیدی برای چنین عکس هایی این است که سوژه به نوعی در مقایسه با محیط اطراف خود برجسته است.
به طور خلاصه، میتوانید یک ترکیب انتزاعی یا عکسی با موضوعی متمایز را هدف بگیرید، اما در هر صورت، باید در مورد آن دقت کنید. در غیر این صورت، با توجه به شلوغی بیشتر صحنه های جنگلی، رسیدن به ترکیب بندی آشفته بسیار آسان است.
تبدیل یک عکس فوری از رنگ های پر هرج و مرج پاییزی به عکسی از صحنه حماسی پاییزی را می توان با استفاده از الگوها انجام داد.
در طبیعت، الگوها را میتوان در همه جا یافت، از چیدمان برگهای ریخته شده روی زمین گرفته تا نحوه در هم تنیدگی شاخهها در بالای سایبان.
به دنبال تکرار و کنتراست باشید – رنگهای تکرارشونده برگهای پاییزی یا پاشیدن قرمز به چمن سبز میتواند چشم بیننده را به خود جلب کند.
در اینجا چند ایده برای الگوها وجود دارد:
- رنگ های متضاد برگ: به دنبال ترکیبی از برگ های رنگارنگ مختلف مانند برگ های قرمز و زرد با هم باشید.
- خطوط درختان: ردیف های بلند درختان، به ویژه درختانی که برگ های خود را می ریزند، الگویی از تکرار را ارائه می دهند که از نظر بصری چشمگیر است. تنوع در رنگ ها و بازی نور و سایه می تواند فرصت های عکاسی فوق العاده ای ایجاد کند.
- الگوهای سایه: پاییز نور کم و گرم خورشید را فراهم می کند و سایه های طولانی و جذاب ایجاد می کند. این الگوهای سایه، به ویژه در برابر رنگ های درخشان پاییزی، می توانند جلوه ای منحصر به فرد و چشمگیر در تصاویر شما ایجاد کنند.
- بافتها در منظره: بافت پوست درختان، الگوهای برگهای افتاده یا موجهای یک رودخانه میتوانند نقشهای بسیار خوبی داشته باشند.
- دامنههای تپه: زمینهای چرخشی الگویی طبیعی از ارتفاعات و فرورفتگیها را ارائه میدهند، در حالی که شاخ و برگهای پاییزی یک پالت پر جنب و جوش از قرمز، نارنجی و زرد را به ارمغان میآورند.
ترکیببندیهای خود را با عکسهای زاویه باز برای مقیاس بزرگ و نماهای نزدیک تغییر دهید تا بر عناصر خاص تأکید کنید، مانند یک درخت منفرد یا تکهای از رنگها.
لزوماً برای یکنواختی تلاش نکنید. شکستن الگو می تواند تصویر شما را برجسته کند. برای آشکار کردن الگوهای جدید و افزودن عمق، زاویه ها را آزمایش کنید.
از مه و مه برای علاقه بصری استفاده کنید
مه و مه می توانند به عنوان یک بوم دراماتیک برای عکاسی پاییزی عمل کنند، فضایی مرموز ایجاد کنند و علاقه بصری به تصاویر شما را افزایش دهند.
هنگامی که منظره در مه پوشانده می شود، تمرکز اصلی عکس شما – یک درخت منفرد یا یک جنگل کامل از شاخ و برگ های پاییزی باشد – برجسته تر می شود و شجاعانه در مقابل پس زمینه ابری ایستاده است.
در صبحهای اولیه، زمانی که احتمال تشکیل مه وجود دارد، نور منتشر شده کنتراستهای شدید را ملایم میکند و به آرامی سوژه را روشن میکند و کیفیتی رویایی و اثیری به عکسهای شما میافزاید.
ابرها که در نزدیکی زمین معلق هستند، همچنین می توانند به عنوان یک بازتابنده طبیعی عمل کنند و رنگ های گرم شاخ و برگ های پاییزی را تشدید کنند.
هنگام عکاسی در شرایط مه، به یاد داشته باشید که دوربین خود را به صورت دستی فوکوس کنید. فقدان کنتراست می تواند فوکوس خودکار دوربین شما را برای قفل کردن روی سوژه دشوار کند.
همچنین، از نوردهی برای سوژه اصلی تصویر خود اطمینان حاصل کنید ، زیرا روشنایی مه می تواند نورسنج دوربین شما را فریب دهد تا عکس را کم نور کند.
از روزهای مه آلود دوری نکنید. ابرها را در آغوش بگیرید و اجازه دهید آنها عنصری از رمز و راز و جذابیت را به عکس های پاییزی شما اضافه کنند.
عکس های ماکرو را امتحان کنید
عکاسی ماکرو چشم اندازی منحصر به فرد ارائه می دهد و می تواند واقعاً عکس های پاییزی شما را زنده کند. با تمرکز بر جزئیات کوچک، می توانید عناصر زیبایی مانند رگبرگ های پیچیده روی برگ، قطرات شبنم روی تار عنکبوت یا بافت غنی پوست درخت را جدا کنید.
عکسهای ماکرو به شما امکان میدهند زیباییها را در جنبههای روزمره و اغلب نادیده گرفته شده طبیعت برجسته کنید، و در پاییز، با رنگهای زنده و بافتهای منحصربهفرد، این فرصتها فراوان است.
ایده های جالب برای عکس های ماکرو شاخ و برگ پاییزی:
- پرتره های برگ: هر برگ داستانی را بیان می کند. برگ های منفرد را در مراحل مختلف تغییر ثبت کنید و شکل ها، رنگ ها و بافت های منحصر به فرد آنها را برجسته کنید. جزئیات پیچیده رگبرگ ها را در عکس های خود قرار دهید .
- شبنم یا قطرات باران: بعد از باران یا در صبحهای شبنم، دانههای آب را بگیرید که به لبههای برگها چسبیده یا روی پاهای دوکی تار عنکبوت متعادل میشوند. این قطرات می توانند رنگ های زنده اطراف خود را به زیبایی بزرگ کنند.
- نمای نزدیک از پوست درخت: بافت های غنی پوست درخت را ثبت کنید، که می تواند به ویژه در نور ملایم و پاییزی چشمگیر باشد. به دنبال تنوع باشید – پوست ناهموار و ناهموار درختان مسن تر یا پوست صاف و خالدار درختان جوان.
- پسزمینه غروب آفتاب: از یک برگ در پسزمینه غروب خورشید عکس بگیرید. نور گرم و درخشان می تواند یک شبح باورنکردنی ایجاد کند و رنگ ها و ساختار برگ را روشن کند.
- غلاف بذر و انواع توت ها: پاییز فقط مربوط به برگ ها نیست. غلاف های بذر، انواع توت ها و آجیل ها ابعاد و بافت متفاوتی به عکس های شما می بخشند. آنها همچنین می توانند به عنوان یادآوری از چرخه زندگی، نمادی از نوید رشد جدید در بهار باشند.
- برگ های افتاده روی آب: اگر در نزدیکی یک حوض یا نهر هستید، برگ هایی را که روی سطح آب افتاده اند بگیرید. آب پسزمینهای پویا ارائه میدهد که میتواند عنصر جالبی را به عکسهای ماکرو شما اضافه کند.
به دنبال برگهای افتاده و جزئیات کوچک باشید
علاوه بر عکاسی از برگها وقتی روی درختان هستند، فراموش نکنید که به جزئیات دیگر نیز توجه کنید. مناظر پاییزی غنای زیادی از رنگ و بافت دارند. چند ایده برای امتحان کردن:
-
برگهای افتاده، شاید روی شاخهای با خزههای جالب، یا شناور در جویبار.
-
قطرات آب.
-
انعکاس در گودال یا دریاچه.
-
از یک دوست بخواهید مجموعهای از یافتههای پاییزی را در دست بگیرد، یا پشت یک دسته گل برگ پنهان شود، یا یک تاج گل برگ درست کند.
-
برای پسزمینه پرترههایتان از برگهای رنگارنگ استفاده کنید. عکسهای اکشن هم میتوانند سرگرمکننده باشند – سعی کنید از روی کنده درخت بپرید یا چند برگ را به هوا پرتاب کنید (برای این کار دوربین خود را در حالت عکاسی متوالی قرار دهید تا بتوانید تا حد امکان فریمهای بیشتری ثبت کنید – امیدوارم یکی از آنها «همان» باشد).
-
به پاهایتان نگاه کنید – فرش پاییزی میتواند بسیار خاص باشد.
-
برای عکاسی چند وسیله مثل کدو تنبل/کدو حلوایی کوچک، یا در مورد من، عروسک، با خودتان بیاورید 🙂
-
تعدادی برگ ریخته شده را جمع کنید و با خود به خانه ببرید و آنها را روی یک پس زمینه ساده بچینید (اما سریع کار کنید، قبل از اینکه خشک و فر شوند).
از جابجایی چیزها هم نترسید – من اغلب تعدادی از زیباترین برگهای افتاده را جمع میکنم و آنها را روی شاخه یا کنده درخت قرار میدهم و طوری مرتب میکنم که انگار آنجا افتادهاند. همچنین هر چیزی را که مرده یا بیمار به نظر برسد از عکس حذف میکنم (همیشه بدون اینکه به چیزی آسیبی وارد کنم – همیشه به محیط زیست خود احترام بگذارید).
مراقب عمق میدان بسیار کم باشید
اگرچه من عاشق عکاسی با کمترین عمق میدان هستم، لنز من حداکثر تاری پسزمینه را ایجاد میکند، اما اگر از لنز ماکرو استفاده میکنید، باید مراقب باشید. عکاسی با فاصله کانونی ۱۰۰ میلیمتر با دیافراگم f/2.8، محدوده فوکوس بسیار کمی (فقط یک یا دو سانتیمتر) در عکس شما ایجاد میکند، البته اگر نزدیک به سوژه خود ایستاده باشید.
از آنجایی که نور اغلب کم است، فوکوس کردن برای دوربین شما میتواند دشوار باشد و نمیتوانید مطمئن باشید که نقطه فوکوس دقیقاً کجا قرار دارد، مگر اینکه با فوکوس دستی عکاسی کنید (چیزی که بینایی من اجازه نمیدهد). من بعد از چندین جلسه عکاسی پاییزی به خانه برگشتم و عکسهایم را بررسی کردم و متوجه شدم که بیشتر آنها تار هستند یا نقطه فوکوس در جای مناسب قرار ندارد و بخش زیادی از عکس خارج از فوکوس است (یک قسمت تار و یک قسمت نرم است).
پیشنهاد میکنم به جای استفاده از کمترین عمق میدان مطلق ممکن برای تمام عکسهایتان، دیافراگم خود را تغییر دهید و کمی با تنظیمات مختلف آزمایش کنید (من معمولاً با محدوده f/2.8-f/4 کار میکنم، گاهی اوقات اگر از لنز ماکرو ۱۰۰ میلیمتریام استفاده کنم، تا f/5.6 هم میتوانم این کار را انجام دهم).
عکس زیر با دیافراگم f/2.8 گرفته شده و من تقریباً از پسش برآمدم، اما اگر از نزدیک نگاه کنید، قسمت بسیار کمی از عکس در فوکوس است. این میتوانست با افزایش دیافراگم به f/4 بهتر شود. از آنجایی که پسزمینه فاصله زیادی دارد، این کار هنوز هم باعث تاری زیادی در پسزمینه میشد.